امروزه
تحصیلات دانشگاهی به قدری پیش افتاده و بدیهی شده اند، که
اگر جوانی بعد از دیپلم به دانشگاه نرود، در جامعه کم سواد
و تا حدی محروم از تحصیلات معمولی به حساب می آید. از طرفی
قبولی در دانشگاه های مختلف و در سطوح پائین و با
استانداردهایی سئوال برانگیز چنان آسان شده است که کافیست
فقط در آزمون های ورودی شرکت کنید و در مورد رشته و
دانشگاه محل تحصیل حساسیت به خرج ندهید، خود به خود یک
جایی قبول خواهید شد و پس از اتلاف 4-6 سال از عمرتان و
تجربه انواع و اقسام تفریحات و شیطنت های دوره دانشجویی
آماده می شوید که مرحله بعدی اتلاف عمر خود را این دفعه با
عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد شروع کنید. و این بازی هم
چنان ادامه دارد تا پایان دکتری. البته دوران تحصیل شما در
دانشگاه می تواند از این سناریو تبعیت نکند، به شرطی که به
موارد زیر توجه و التزام داشته باشید:
-
هدفتان از تحصیل مشخص باشد و بدانید تا چه سنی و برای
چه منظوری به تحصیل ادامه خواهید داد.
-
تحصیل تنها برنامه زندگیتان نباشد. به عبارت دیگر تمام
زندگیتان را در تحصیل سرمایه گذاری
نکنید و برای دوران
بعد و یا بدون تحصیل هم برنامه ای داشته باشید. همچنین
مسائل دیگر زندگی همانند سلامت جسمانی، روحی، مسائل
خانوادگی و غیره را فدای تحصیلات نکنید.
-
خود را به تحصیل در رشته و یا رشته های خاصی و در
دانشگاه های معینی محدودکنید و حاضر نشوید برای فرار
از زندگی بعد از تحصیل و فرار از مسئولیت زندگی جدی به
هر رشته و دانشگاهی تن دهید.
-
در دوران تحصیل ارتباط خود را با جهان خارج از دانشگاه
قطع نکنید و سعی کنید همواره به طرق مختلف با بازار
کار و جهان واقعی در ارتباط باشید. مثلاً داشتن یک کار
نیمه وقت یا ساعتی می تواند موثر باشد.
-
دانشگاه را تنها مرجع یادگیری خود فرض نکنید. چه بسا
موسسات آموزشی غیر رسمی و یا مطالعه انفرادی و یا شرکت
در بحث های خانوادگی و دوستانه و یا ارتباطات اینترنتی
و شرکت در تالارهای گفتگوی جدی اینترنتی و غیره
بسیار آموزنده تر از درس های کلاسیک دانشگاهی باشند و
به شما ایده هایی بدهند که بعدها بتوانید با بکار بردن
آن ها زندگی خود را سر و سامان بدهید. به یاد داشته
باشید که راه زندگی هر شخصی منحصر بفرد است و بایستی
توسط خود شخص پیدا
شده و پیموده شود و کتاب های
دانشگاهی و درس های متداول کمک چندانی به پیدا کردن آن
و پیمودن مسیر زندگی نمی کنند. تحصیلات دانشگاهی در
بهترین حالت تنها می توانند یک شروع خوب را برای شما
به ارمغان بیاورند، موفقیت نهایی شما در زندگی به قدرت ابتکار و توانایی های فکری و روشن بینی شما
بستگی دارد.
-
به محض برخورد با مشکلات غیر قابل حل در تحصیل از تلاش
بیهوده برای حل آن ها خودداری کرده و انصراف دهید، حتی
اگر حق با شما باشد و این مشکلات به طور غیر عادلانه و
غیر منطقی برای شما ایجاد شده باشند.
به قول انگلیسی زبانان، ما در جهان "چراها" زندگی نمی
کنیم، ما در جهان "همینی که هست" زندگی می کنیم.
-
بدانید و یقین داشته باشید که موفقیت های ارزشمند هیچ
گاه به آسانی به دست نمی آیند. لذا اگر قبولی در یک
رشته و دانشگاه بدون زحمت حاصل شده باشد و به آسانی
مدرک آن را بگیرید، حتماً آن تحصیلات و آن مدرک به
پشیزی نمی ارزند و در نهایت غیر از اتلاف عمر هیچ
نتیجه ای برایتان نخواهند داشت. البته این سخن بدان
معنا نیست که اگر سختی بکشید و تمام تلاشتان را به طور
برنامه ریزی شده و هدفمند انجام دهید و در رشته خود
بهترین باشید، حتماً موفق خواهید شد. ولی در این حالت
اخیر
حداقل از تلاش خود راضی خواهید بود
و خود را ملامت نخواهید کرد و مهم تر این که توانایی های فکری
لازم برای شروع زندگی غیر دانشجویی را کسب خواهید
نمود.
با این
مقدمه امیدوارم که دیدی واقع گرایانه نسبت به تحصیل در
دانشگاه به دست آورده باشید. لینک های سمت چپ شما را به
صفحات مختلف این بخش می برند که در آن ها لیست هایی از
دانشگاه های مختلف خواهید یافت.
لازم به ذکر است که این لیست ها به هیچ وجه کامل نیستند و
تنها برای به دست دادن ایده ارائه می شوند.
از آنجائیکه قصد نداریم دانشجویان عزیز هیچ یک از دانشگاه
های داخلی را سرخورده و نا امید سازیم، در توصیف دانشگاه
های داخلی تنها به نکات مثبت آن ها اشاره می کنیم و از
بیان ضعف ها و نارسایی ها خودداری می کنیم.
|